Lamese

Dalu

Lamese

November 10, 2020 228 26.3K

متن آهنگ

لامسه

از

بِهت نیاز داشتَم مَن با تَمام وجود
تَنها یه گوشه بِدونِ تَوانِ شروع
حالَم مثه دَمدَمای غروب
دَمای بَدَنم اَندازه ی اَمواتِ تو گور...
تو زیرزَمین خورشید میشه اَنوارِش کورسو
اُمیدی نیس شَک میکُنی خُدا نَداره وجود
این آدما دَستِشون به گُناه آغِشتَس
اونوقت بَحث میکُنن چِجور بگیرَن واسه نَمازِت وضو...
راسِتشو بخوای یکم نامَردیه
ایمان به چیزی که هَمیشه ی خُدا نامَرئیه
بگو یه باوَر کورکورانه چه باوَریه
خودِت بگو اونوقت چه فرقی میکنم با بقیه؟!
تنها کسی که واسَم مونده نیس مایِل به صحبت
تازه بدترشم اینه که نیس قابِل رویَت...

خُدا پاشو مَن یه چَند سالی باهات حرف دارم
خدا پاشو پاشو زود نشو ناراحَت از کارَم
هیچ جا پیدات نمیکنم و خیلیم تنهام
میگردم دنبالت با همه حواسِ پنجگانَم
خدا پاشو من یه چند سالی باهات حرف دارم
خَسته شدم چون اینجا فقط شِنیدَم دربارَت
هیچ جا پیدات نمیکنَم و خِیلیَم تَنهاعَم
میگَردَم دُنبالِت با هَمه حَواس پَنج گانَم

شایَد یه جایی بوت پیچیده
وَلی هَمه جا رو داره بویِ خون میگیره
دوس دارم بپرسم از یه آدم خوب
اَما یادَم میره یه آدمِ خوب زود میمیره
دارَم تبدیل میشَم مَن به یه موجودِ خودآزار
این مردُم رویِ گوسفَند دارَن با خویِ شُغالا
این شَهر نمیشه هیچ جوره مُداوا
وقتی که به جا بویِ تو میاد بویِ خُرافات...
میشَم سَر تا پا گوش
تا بلکه صِدات بیاد بِشن دَردا آروم
اَما تا صِدات بیاد از آسمون
گُم میشه لایِ زَجّه ها و فَریادامون...
هیشکی جَواب نمیده به کوشِشِ ما
تو هَم که میگَن حَتی نَداره چوبِت صِدا
یکی بود یکی نبودَم رفته تو ذهنِ ما
که فقط این خُدا وجود داره تو قِصه ها

خُدا پاشو مَن یه چَند سالی باهات حرف دارم
خدا پاشو پاشو زود نشو ناراحَت از کارَم
هیچ جا پیدات نمیکنم و خیلیم تنهام
میگردم دنبالت با همه حواسِ پنجگانَم
خدا پاشو من یه چند سالی باهات حرف دارم
خَسته شدم چون اینجا فقط شِنیدَم دربارَت
هیچ جا پیدات نمیکنَم و خِیلیَم تَنهاعَم
میگَردَم دُنبالِت با هَمه حَواس پَنج گانَم

هیچ چیزِ خوبی نِمیاد به چِشَم
دیگه فَقط مونده که ریغِ رحمَتو بِچِشَم
نووش! سَلامَتی اونا که تو بِهِشتَن
کُلی کِثافت کاری بود که نَدادن بِهِش تَن
ثابت شد بهم زندگی تلخه
نِگا کن ببین آدَما رو چه شِکلی کرده
هر کی از پایان زِشتِش میترسه
و تنها رراه دادن بِدِهیش مَرگه...
وَقتی به روَند سکوتِ ادامه دادی
تو روت میگم فِک کردم مَحصول ذِهنایِ خامی
هیچ وقت فک نمیکردم جُلوم یه مِداد بزاری
یه اِمداد رِسانی، که یه آَدمو نِجاتِش دادی...
وایصادَم رویِ پاهام صاف
فقط خُدا بووود که مَنو نجات داد باز
تویی که اَصن حرف نمیزدی لام طا کام
به دِلَم انداختی که بِشم من دال لام واو...

بزرگیه خدا رو نمیشه حَدس زد
فقط باید حضورِشو تو زِندگی لَمس کرد...

اصن نمیخوام فلسفیش کنم
چون فلسفی نیست
سادَست
من فقط از چیزایی میخونم که خودم لمس کردم

    YOUR FEELING
    • emoji
    • emoji
    • emoji
    • emoji
    • emoji
    • emoji
    Login to your account or Register.
    Add Comment
    Comments
    Sort By:
    DATE
    LIKE