• Taham (تهم)
    Taham (تهم)

    Taham

    اتفاقاً كُت پوشيدن خيلى هم باحاله


  • Taham (تهم)
    Taham (تهم)

    Taham

    .
    ما به دور از دورى كردن از هويت اصلى مان و فراموش كردن آن از درون، از برون اهل ژست ها و رخ گرفتن ها و فيلمنامه و سناريو ساختن هاى جذاب و در نقش و نگاره و رنگ و رسم و خط و نوت و بافت و چيدمان هاى غير تكرارى فرو رفتن هاييم. ما اهل آراستگى و پوشش هاى مهيج و تازه بر روى اين بدن مقدس و منظم موقتى ايم و اهل رفاه، ثروت و آرامش خواستن براى هنرمند و فرايند توليد هنرش هستيم و معتقديم هر كس كه لياقت دارد و "قدردانى" ميداند، بايد بى منت مورد حمايت قرار گيرد. ما نه از هنربندان بازار هستيم و نه از هنرمندهاى متعصب ضد بازار و هركس را كه در هركجا از كيفيت برخوردار هست ميپسنديم.
    ما اهل انگشتر ها و عينك ها و دست و گردن بند ها و روكش هاى نقره و طلاى دندان و چاقو هاى كلكسيونى و زنجير و ساعت و منبت و مينا كارى و سياه مشق و قلم و قلم زنى هاى روى جعبه هاى سيگار و سنجاق سينه ها و كمربندها و...، با نترسيدن از بر چسب هاى ماده گرايى باور داريم ساخته هاى نفيس دست اين بشرِ مخلوق، بسيار بسيار و بسيار زيبا و ستودنى هستند و ما اهل رويا پردازى، تجسم و فرو رفتن در انتزاع تا حد گسستن از اين دنياى زيباى پر از نعمت و جزييات شگفتى آور و در عين حال دو شبه و پوشالى هستيم.
    ما در اوج منميت و اشراف به آورده ى خود،آگاه بر تمام توانايى هاى منحصر به فردمان ميدانيم كه اگر پاش افتد چانه ها بر خاك خواهيم ماليد اما هنوز خود را پر از اشكال و نقض و دوگانگى و عدم اطمينان همراه با كوله بارى از ندانستن ها ميدانيم. واقفيم به نقاط ضعفى كه پنهان نيست و با قوتهايمان تا حد ممكن در حال برطرف سازيشان هستيم و معرفت بيشتر را آرزومنديم.
    ما با ذهن هايى ثروتمند، نه از فقريم و نه از پول پرستى و به دور از طبقات اجتماع به معنى اصلى شايسته سالارى ميانديشيم. اما مهم ترين نكته در مورد ما اين است كه ما ميدانيم كه بايد محترم را احترام گذاريم و عاشق را عشق بورزيم، از نفرت كينه داشته و بر گسترش دهندگانش تا حد ممكن حمله تازيم. ما در كل اهل جزيياتى هستيم كه كلى نگر ها را آشفته ميكند...چرا كه ما دَيان ها، آتى ها، شَبين ها، چَزها و گاهى تركيب پيچيده اى از تمامشانيم.
    ما "دگرانيم".


  • Taham (تهم)
    Taham (تهم)

    Taham

    بعضى وقتا با خودم به قديما كه فكر ميكنم مثلا وقتى١٦-١٧ سالم بود و چقدر روى رپ و كارى كه ميكردم تعصب داشتم و هركسى كه سنش بيشتر بود و جريان رپ رو قبول نداشت يا ميگفت بچه بازيه يا جاافتاده نيست، چقدر ميرفت روى مخم و با خودم ميگفتم "تو حاليت نميشه چون فكر ميكردم كه يه آدم بالغ و از زندگى و دنيا بيشتر ديده اصلا حاليش نيست و خودم ميفهمم فقط" الان كه سالها ميگذره توى جايگاهى هستم كه بارها و بارها كاملاً بر خلاف ميلم عميقاً از درون اون حرفا رو حس ميكنم و از ميزان صحت داشتنشون حرصم ميگيره! سوالم اينه منى كه سالهاست تصميم گرفتم عشق بورزم و به تمام كسايى كه به اين جريان متصلن پيغام صلح و همبستگى رو برسونم دقيقاً كجا قرار دارم؟
    مشكل اينه كه به عنوان يك انسان ناخواسته الگو شده، جايگاهى دارم كه نميتونم صراحتاً بگم سگ ر*د توى اون هيپ هاپ و هنر مستقل(بدون حامى)كه شما تازه به دوران رسيده ها ازش دم ميزنيد و الگو بردارى كوركورانه از سيستم ضد سيستمى كه اون هم خودش ريشه اش از غرب و چهار تا هنرمند يك لاقبا كه اوج هنرشون يك صفحه شعر(نه بيشتر) اومده رو به سر و صورتون ميماليد! نميتونم بگم اسكلاى بچه سال (از نظر فكرى بيشتر) بذاريد سنتون به يه رقمى برسه كه جامعه بتونه به عنوان يه شخص قابل و مسئوليت پذير روتون حساب باز كنه و به ابعاد مختلف زندگى بيشتر واقف باشيد بعد ببينيد اصلاً هنوز همونطور كه وقتى توى اتاق خونه والدينتون (يا جايى مشابه) پشت دنياى كوچيكتون قايم ميشديد و ميپنداشتيد كه همه چيز رو فهميده بوديدو از همه بيشتر ميدونستين، فكر ميكنيد يا نه!
    و باز اين سوال برام پيش مياد كه منى كه كل موسيقى و اصن هنر رو فقط يه ابزار و وسيله ميدونم و بدون تعصب و وابستگى به جريان هاى فكرى متعصب هميشه كار خودمو با آگاهى به ندونستن هام انجام ميدم؛ وقتى بحث از رپ فارسى ميشه آيا اصن دوست دارم توى يك دايره با اينها قرار بگيرم يا نه!؟ مطمئناً جوابش مثبت نيست.فقط نميدونم چطور به بقيه بچه هايى كه عشق و يگانگى و از همه مهم تر "احترام" توى كلام يا اعمالشون موج ميزنه برسونم كه ما نبايد بذاريم اين "كودكانه" ها شكل بگيره، كه همون كسايى كه وقتى كوچك تر بوديم مارو جدى نمى گرفتند بعد از ١٥ سال بگن "ديديد درست ميگفتيم؟" و "مهم نيست اگه ده نفر دارن در سطح بين الملى با منش فوق حرفه اى كار ميكنن..اينا توشون هنوز پر از نخاله هايى هست كه خودشون نميتونن به خودشون احترام بذارن و همو به رسميت بشناسن"..سوال اينه كه مايى كه ميدونيم به پختگى اى رسيديم كه وقتشه شكل رسمى ترى به روش هامون و دايرمون بديم چرا دوريم از هم و ساكت؟


  • Taham (تهم)
  • Taham (تهم)
    Taham (تهم)

    Taham

    🔑 بيد R عه
    حالا كه بيداريد سوال جواب برو بريم


  • Taham (تهم)
    Taham (تهم)

    Taham

    فرقش اينه كه شخصی سازيش ميكنن كاربلداى قبيله


  • Taham (تهم)