• Farshad (فرشاد)
    Farshad (فرشاد)

    Farshad

    چیزی درونمان می‌شکند.
    مردی فریاد می‌زند،زنی جیغ می‌کشد.
    جنینی به اسم اُمید که نمی‌دانم برای چندمین بار است سِقط می‌شود.
    چیزی درونمان می‌شکند و لبه‌های تیزش از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است.
    دوست دارم مثل فیلمهای خشونت‌وار یا خواب‌های خشنی که گاهی گریبانمان را می‌گیرند با شکسته‌های درونم هر زبانی را که واژه‌های عدالت،انصاف،برابری و از این قبیل خزعبلات را به سمتم پرتاب می‌کند قطع کنم.
    آینده دلش برای ما خواهد سوخت یا شاید هم در کتاب‌های تاریخشان تحریف شویم.