• Sogand (سوگند)
    Sogand (سوگند)

    Sogand

    با من اكنون، چه نشستنها، خاموشيها،
    با تو اكنون، چه فراموشيهاست،
    چه كسى ميخواهد،
    من تو ما نشويم؟
    من اگر ما نَشوم، تنهايم
    تو اگر ما نشوى، خويشتنى
    از كجا كه من و تو
    شور يكپارچگى را در شرق
    باز بر پا نكنيم
    از كجا كه من و تو
    مشت رسوايان را وا نكنيم.
    من اگر برخيزم
    تو اگر برخيزى
    همه برميخيزند
    من اگر بنشبنم
    تو اگر بنشينى
    چه كسى برخيزد؟
    چه كسى با دشمن بستيزد؟
    چه كسى پنجه در پنچه هر دشمن در اويزد؟
    دشتها نام تو را ميگويند.
    كوها شعر مرا ميخوانند.
    كوه بايد شدو ماند.
    روز بايد شد و رفت.
    دشت بايد شد و خواند.
    در من اين اندوه ز چيست؟
    در تو اين قصه پرهيز كه چى؟
    در من اين شعله عصيان نياز،
    در تو دَمسردى پاييز كه چى؟
    #🖤