مشکلات پایگاه های هواداری در ایران به دلیل کم تجربگی های مدیران این پایگاه ها بسیارند. خیلی از مدیران بدون تجربه قبلی در این پایگاه ها به دلیل رابطه نزدیک با هنرمندیا . . .  فعالیت می کنند و متاسفانه همین رابطه ها به صورت غیر مستقیم کمر بازار را شکسته است. می خواهیم با نگاهی کوتاه پایه های اصلی یک پایگاه هواداری را بشناسیم و با مثال های مرتبط اهمیت”پایگاه های هواداری حرفه ای” را بررسی کینم.
بر خلاف تصور بسیاری از هنرمندان و تهیه کنندگان یک پایگاه هواداری قوی می توانند میزان فروش یک آلبوم موسیقی رو به شکلی غیر قابل باور افزایش دهد. این موضوع رابطه عکس هم دارد یعنی یک آلبوم قوی بدون ساپورت یک پایگاه هواداری شکست خواهد خورد.  خیلی ها به دنبال مشکل مارکتینگ آلبوم ها هستند، افزایش تبلیغات، استفاده از چهره ها و کنسرت های متعدد حتی قادر به فروش ۳۰۰ هزار نسخه در یک جامعه نزدیک به ۸۰ میلیونی نیست.  یک مثال ساده،  شما برای خرید یک کالا تحت تاثیر تبلیغ تلوزیونی قرار می گیرید برای اطمینان از دوستی که تجربه استفاده از کالای مورد نظر رو دارد در مورد محصول سوال می کنید، دوست شما با یک “نه” می تواند از پس یک تبلیغ چند صد میلیونی بر آیند.  به همین سادگی! به هواداران احترام بگذارید و تاثیر شگفت انگیز آن را مشاهده کنید.  من تنها دلیل اصلی نزول مارکتینگ را پایگاه های به ظاهر هواداری می دانم.  عده ای دور هم جمع می شوند و به خیال حمایت از هنرمند، بیشتر هنر هنرمند را زیر سوال می برند و دست به حاشیه سازی می زنند، هدف همه آن ها حمایت از هنرمند است ولی دست پخت ها یا شور می شود یا بی نمک.  اما علت اصلی این اتفاقات خود هنرمند است که یک پایگاه هواداری که اصلی ترین رکن معرفی هنرش هست را در اختیار دوست ناآگاه خود قرار می دهد و اما رفتار بدتر از آن،  خود هنرمند مدیریت پایگاه هواداری را بر عهده می گیرد! این اشتباهات کوچک امروز فضای مارکتینگ رو به چنین شاهکاری تبدیل کرده.  در نزول مارکت موسیقی عوامل دیگری هم هست ولی باید قبول کرد ما یک محصول را برای مردم تولید می کنیم این محصول باید به دست مردم برسد.  خلأ اصلی همین جاست، بین مردم و محصول هنرمند. افرادی باید با مدیریت خود در یک پایگاه هواداری این خلأ را پر کنند.  تهیه کنندگان با قرار دادن یک آلبوم موسیقی در کنار آدامس و سیگار و دستمال کاغذی انتظار داشتند این خلأ پر شود ولی یک پایگاه هواداری اجازه فروش چند سال زحمت و تلاش یک هنرمند را تنها در کنار کالاهایی مثل پفک نمکی نمی دهد.  این مدل فروش برای کشورهایی مثل آمریکاست که هنر جایگاه واقعی خود را دارد ولی نه در ایران که هنر و هنرمند تا ۳۰ سال پیش دشمن دین نامیده می شدند.  در فرهنگ ما فعلا گنجایش فروش یک محصول فرهنگی در سوپر مارکت ها وجود ندارد.  ورود یک آلبوم موسیقی به چرخه سوپر مارکت ها مراحلی دارد که  در صورت رعایت نشدن این راحل نتنها به رشد هنر کمکی نمی کند بلکه باعث کاهش ارزش های والای آن هم نی شو.  یکی از دلایل ورود آلبوم های موسیقی در کشورهای پیشتاز در هنر مثل آمریکا وجود پدیده دانلود بود.  من معتقدم دانلود علت اصلی عدم فروش یک آلبوم در ایران نیست.  با وجود دانلود یک آلبوم خوب در ایران باید ۱ میلیون نسخه را بفروشد پس مشکل اصلی جای دیگریست.
در حالی که در دنیا پایگاه هواداری در حال پیشرفت هایی هست که حتی در حال کم رنگ کردن تبلیغات سنتی شده، ما هنوز زحمت ورود به این بخش را به خود نداده ایم. برای مثال شرکت گوگل برای فروش تبلت ها و گوشی جدیدش از سری نکسوس به جای تبلیغات میلیاردی، پایگاه های هواداری در سایت های معتبر موبایل را فعال کرد، گروه هایی برای ساپورت نرم افزاری سری “نکسوس” تشکیل داد و گوشی خود را در ۲ ساعت در اروپا به فروش رسانید! این پایگاه های هواداری به شکلی عمل کردند که کشورهای مختلف برای وارد کردن سری “نکسوس” در صف های چند ماهه هستند! گوگل بجای صرف هزینه برای تبلیغات، هواداران عرصه موبایل را تحریک کرد تا مردم در مورد “نکسوس ۴” از دوستانشان بشنوند نه از تلوزیون! این ضعف پایگاه های هواداری و اشتباهات هواداران در دیگر بخش های کشور هم کاملا گویاست و  این ضعف فقط در هنر نیست. یک هوادار باید رفتارهای خاصی را رعایت کند که توسط پایگاه هواداری به او القا می شود. حالا یک سوال مطرح می شود، هنرمند چه نقشی در پایگاه هواداری دارد؟ جواب بر خلاف انتظار شماست! هنرمند باید تابع پایگاه هواداری باشد به تصمیمات آن ها احترام بگذارد و آن ها را عملی کند. یقینا هیچ پایگاه هواداری واقعی در کشور وجود ندارد که خواسته های معقولی از هنرمند مورد نظرش داشته باشد. مثال ملموس مقایسه دو پایگاه هواداری باشگاه بارسلونا با یک باشگاه ایرانی مثل استقلال یا پرسپولیس است. هواداران کاتالانیایی بارسلونا در اسپانیا رفتارهایی دارند که طی چند سال نهادینه شده و خود عامل افتخار آفرینی های بارسلونا در سال های اخیر شده است. تشویق های هماهنگ بدون لیدر! هوادار می داند در چه موقعیتی چه شعاری باید بدهد، می داند اگر تیمش گل می خورد چگونه باید تشویق یا در مواقع لازم اعتراض کند. هواداران این تیم قوانینی به باشگاه دیکته کرده اند، مثلا خوب است بدانید باشگاه حق ندارد یک غیر کاتالانی درون دروازه تیمش قرار دهد، چون هواداران باور دارند سنگربان تیمشان باید از شهرشان یاشد تا بتواند با تمام وجود از شهرشان دفاع کند. تمام این ها توسط پایگاه هواداری مستقل و رسمی تیم به تمام هواداران دیکته شده است.
حال شما رفتارهای هواداران کشورمان در ورزشگاه ها را مقایسه کنید که چگونی تیم محبوبشان را نا خواسته تخریب می کنند ولی مقصر آن ها نیستند. اشکال به خود باشگاه بر می گردد که آنها را برای چنین روزهایی تعلیم نداده. در حالی که دیدیم چگونه مدیران هواداری گالاتاسرایی ها با مدریت خود در کشورشان جهنمی برای کهکشانی های رئالمادرید درست کردند که در نهایت به لطف هوادار پر شور از پس پر افتخارترین تیم دنیا برامدند.
ولی از کجا باید شروع کرد؟
در قدم اول هنرمندان باید این موضوع یعنی پایگاه هواداری مستقل را باور کنند  و در قدم دوم یک تیم حرفه ای که تمام وقت فعال را استخدام کنند. درست خواندید “استخدام”! یک پایگاه حرفه ای افراد حرفه ای را استخدام می کند و در مقابل برنامه ریزی و فعالیت حرفه ای می خواهد. یک تیم هواداری نباید به هیچ عنوان در مورد هنرمند احساسی تصمیم بگیرد در اصل باید اشتباهات هنرمند را یاد آوری و در بعضی مواقع سخت ترین نقد ها را انجام دهد. هنرمند باید “در کنار تیم” باشد نه “مربی تیم”! باید برای انتشار تک آهنگ ها و آلبوم ها ابتدا با تیم هواداری مشورت کند و در هر فعالیتی تیم هوادری را مقدم بشمارد. در ابتدا ذکر کردم که هنرمند باید اعتقاد داشته باشد تمام فعالیت های این پایگاه در نهایت برای موفقیت او خواهد بود.  دیگر مثل گذشته میزان فروش و جذب مخاطب یک آلبوم موسیقی در دنیا بعد از انتشار مشخص نمی شود. این وظیفه پایگاه هواداریست که قبل از ورود آلبوم فروش آن را تخمین بزند، این امر هم وقتی میسر می شود که تیم مدیریت در تمام مراحل تولید یک آلبوم حضور داشته باشد. در مورد قطعات بحث و نقد کند چون تیم مدریت در تماس مستقیم با هواداران هست و خواسته های آن ها را آنالیز می کند پس یهترین راهنمایی ها وظیفه تیم هست نه اقوام هنرمند که به دلیل علاقه عاطفی حتی ضغیف ترین قطعات او را هم تایید می کنند.
اینها پایه های اصلی یک پایگاه هوادری بود که شامل شاخه های متعدد و پیچیده ای می شود تا میزان فروش و مخاطب یک آلبوم موسیقی، فیلم یا . . .  را برآورد کند و تاثیر خود برای فروش چند برابری را بگذارد.
با نگاه مختصری که انجام دادیم می توان گفت دنیای مدرن امروز به صورت جدی و حرفه ای به شکل های مختلف پایگاه های هواداری روی آورده و با سرمایه گذاری بسیار کمتری نسبت به تبلیغات به شیوه سنتی، به نتایج بهتری دست پیدا کرده است.


منبــع : موسيقي پارس

 

Hits: 13049

Comments (3)

!
Too iran ke ye khanandeye rap be sakhti hazineye studio va ... ro joor mikone chetor mitone ye nafar ya chand nafar ro be onvane team havadaran estekhdam kone ? joz tedade angosht shomari ke hame mishnasan ... badesh inke inja irane , harcheghadr ham ke ye album maroof bashe raper nemitoone kamelan oono montasher kone va be daste mardom beresoone va age andazeye foroshe album kheyli ziad beshe momkene hata be dastgiri,zendani shodan , mamnoo'o seda shodan va ... khatm she !
Pro.Listener , April 28, 2013
...
doroste kamelan doroste ...
mesale footbal ham kamelan beja bod
Maximum , April 26, 2013
nice
khaste nabashin, maqaleye khubi bud, estefade kardim smilies/smiley.gif
SaeiD , April 24, 2013

Write comment

smaller | bigger

busy
DEFAULT_SETTINGS